تکرار
۱-تو زندگیم هیچ وقت تکرارها رو دوست نداشتم. چون تبدیل به عادت میشن. از اینکه هر روز صبح از خواب بیدار شم و یه سری کارها رو طبق عادت انجام بدم بیزارم. شاید به خاطر همین همیشه عاشق مسافرت بودم.
۲-اما خوب مثل اینکه بعضی وقتها چاره ای نداریم. ولی باز هم سعی می کنم تغییراتی هر چند کوچیک به وجود بیارم.مثل تغییر دادن مسیرم به جایی که هرروز میرم(حتی اگه راهم دورتر بشه).خوندن یه کتاب جدید!دیدن یه فیلم جدید! یاد گرفتن یه چیز تازه!!!و ...
۳-چند روز پیش داشتم فکر می کردم که اگه تکرار ها نبودن آیا باز هم تغییرات خودشون رو نشون می دادن؟
۴-بعد از تغییرات بازگشتن به تکرار های قبلی هم شیرینه .شاید به خاطر اینکه از حالت عادت بیرون میان و این بار میشه حسشون کرد.